منفوریت بهائیت در یمن، از علی عبدالله صالح تا سید عبدالملک حوثی

تاریخ معاصر یمن اثبات می کند پیش از تسلط انصارالله بر صنعا، در دوران ریاست جمهوری علی عبدالله صالح نیز فعالیت های بهائیت به عنوان تهدیدی جدی علیه امنیت ملی قلمداد می شد.

یادداشت مهمان_حجت الاسلام امیرحسین کامل نواب، کارشناس نقد بهائیت: بررسی ردپای تشکیلات بهائیت در تحولات منطقه ای نشان می دهد که این جریان در هر نقطه ای از جهان که مستقر شده، نه به عنوان یک آیین معنوی، بلکه در قامت یک بازوی مخرب، شبکه نفوذ و عنصر مخلِ همبستگی ملی عمل کرده است. تجربه کشور یمن یکی از روشن ترین مصادیق این مدعاست؛ سرزمینی که در دهه های اخیر عرصه مداخلات خارجی، جنگ و محاصره بوده، اما هم زمان با یک جبهه نفوذ نرم و خاموش در درون مرزهای خود نیز دست وپنجه نرم کرده است. تصویری که رسانه های غربی از حضور بهائیان در یمن ترسیم می کنند، اقلیتی بی پناه و صلح طلب است؛ اما اسناد میدانی و پرونده های قضایی حکایت از پروژه ای ضدامنیتی، هویت زدا و متصل به کانون های قدرت بیگانه دارد .

یکسانی رویکرد حکومت ها؛ تهدیدی فراتر از منازعات سیاسی

یکی از گزاره های فریبنده ای که نهادهای تبلیغاتی وابسته به بهائیت ترویج می کنند، این ادعاست که برخورد با آنان در یمن حاصل روی کار آمدن جنبش انصارالله و ناشی از انگیزه های مذهبی است. با این حال، تاریخ معاصر یمن خلاف این تصویرسازی را اثبات می کند. پیش از تسلط انصارالله بر صنعا، در دوران ریاست جمهوری علی عبدالله صالح نیز فعالیت های بهائیت به عنوان تهدیدی جدی علیه امنیت ملی قلمداد می شد. در سال 2008 میلادی، دستگاه امنیتی دولت وقت یمن شش تن از عناصر بهائی را به اتهام صریح جاسوسی و اقدامات غیرقانونی بازداشت کرد و دو تن از آنان را رسماً از کشور اخراج نمود .

همچنین در دسامبر 2013 و پیش از تحولات سال 2014 در پایتخت عنصر محوری تشکیلات به نام حمیدرضا کمالی سروستانی (معروف به حامد کمال بن حیدره) در بندر مکلا بازداشت شد. این واقعیت تاریخی نشان می دهد که فارغ از اختلافات بنیادین میان دولت پیشین یمن و جنبش انصارالله، هر دو حاکمیت در شناخت ماهیت مخل و جاسوسی این فرقه اشتراک نظر داشته اند و برخورد با عناصر آن، تصمیمی برآمده از صیانت از حاکمیت ملی در برابر نفوذ بیگانه بوده است، نه یک تصفیه حساب مذهبی .

پیوند امنیتی با حیفا و سوءاستفاده از محرومیت های اجتماعی

اسناد دادگاه تخصصی کیفری در صنعا پرده از ابعاد هولناک عملکرد این شبکه برمی دارد. متهم ردیف اول، حمیدرضا کمالی، از سال 1991 میلادی با جعل هویت، اخذ تابعیت غیرقانونی و تأسیس شرکت های تجاری پوششی، مجری نقشه های مرکز جهانی بهائیت (بیت العدل) مستقر در حیفا واقع در فلسطین اشغالی بود. تشکیلات بهائیت در یمن با پمپاژ پول های مشکوک، فقر و استیصال خانواده های آسیب دیده از جنگ را نشانه رفت تا آنان را به سمت این فرقه سوق دهد. علاوه بر این، جمع آوری داده های حساس اجتماعی، راه اندازی تشکل ها و تجمعات غیرقانونی و هدایت خطوط اطلاعاتی به سمت اسرائیل، بخشی از اتهامات ثابت شده ای بود که به صدور احکام قضایی علیه سران این شبکه انجامید .

رهبر انصارالله، سید عبدالملک الحوثی، در بیانات متعددی با اشاره به پایگاه اصلی این فرقه در فلسطین اشغالی، تحرکات بهائیت در یمن را بخشی از «جنگ نرم استکبار و صهیونیسم» خواند؛ تلاشی مهندسی شده برای ضربه زدن به هویت اسلامی جامعه و ایجاد انشقاق در خط مقدم پایداری .

خلع سلاح روانی و تضعیف روحیه مقاومت

آموزه های وارداتی بهائیت برای ملت مقاوم یمن، سمی مهلک به شمار می رود. این فرقه تحت لوای شعار فریبنده «نفی هرگونه تعصب»، مرزهای غیرت دینی و عِرق دفاع از آب و خاک را مخدوش می کند. پیشوایان بهائیت با صدور دستوراتی چون «دست قاتل را ببوسید» و تسلیم محض در برابر ستمگران، ملت ها را در برابر تهاجم دشمن خلع سلاح می نمایند. این دقیقاً همان کارکردی است که در عصر استعمار کلاسیک نیز تکرار شد؛ زمانی که فرانسه برای درهم شکستن مقاومت مردم مسلمان در الجزایر و تونس، رسماً از پیشوایان بهائی خواستار اعزام مبلغ برای رام کردن جامعه شد. در یمنی که سال ها زیر آتش ائتلاف متجاوز مقاومت کرده، ترویج چنین تفکر تسلیم طلبانه ای آشکارا در خدمت اهداف متجاوزان است .

رسوایی استانداردهای دوگانه نهادهای بین المللی

در این میان، واکنش سازمان های حقوق بشری و دولت های غربی، عمق نفاق و دروغین بودن سازوکارهای بین المللی را آشکار ساخته است. نهادهایی چون عفو بین الملل و گزارشگران سازمان ملل با انتشار بیانیه های زنجیره ای، مجرمان امنیتی، متهمان به جاسوسی برای اسرائیل و سازندگان هویت های جعلی را به عنوان «زندانیان عقیدتی» جا می زنند. در اردیبهشت 1403، نمایندگان انگلستان و مالت در شورای امنیت سازمان ملل با چشم پوشی بر جنایات و محاصره ظالمانه علیه مردم یمن، تریبون سازمان ملل را به محلی برای دفاع از عناصر بازداشتی این فرقه تبدیل کردند. این هم صدایی آشکار میان لندن، واشنگتن و تل آویو در حمایت از عوامل بهائیت، ماهیت این فرقه را به عنوان پیاده نظام استعمار در میدان جنگ ترکیبی برملا می کند .

پارادوکس اطاعت و قانون شکنی سیستماتیک

نفاق رفتاری بهائیت زمانی آشکارتر می شود که آموزه های نصوص خود را با عملکرد میدانی شان مقایسه کنیم. عباس افندی صراحتاً تأکید کرده است: «ابداً بدون اذن و اجازه ی حکومت جزئی و کلّی نباید حرکتی کرد و امر قطعی الهی این است که باید اطاعت حکومت نمود» . با این وجود، تشکیلات در یمن با تشکیل محافل پنهان، برگزاری جلسات زیرزمینی و زیر پا گذاشتن صریح قوانین کشور، آشکارا به قانون شکنی روی آورده و سپس با مظلوم نمایی رسانه ای، هزینه سیاسی برای مردم یمن تراشیده است .

حقیقت میدانی نشان می دهد که بهائیت در جغرافیای یمن، سازمانی خائن به منافع بومی و مجری سیاست های براندازانه بوده است ؛ واقعیتی که حمایت های سراسیمه قدرت های غربی از آن، سندی جز بر پیوند این تشکیلات با اربابان استعماری اش نیست .

نظرات

captcha